سيد علاء الدين محمد گلستانه

328

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

و صلاح ، جارى سازد ! آيا حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله جميع آنچه مردم را كافى بود ، در زمان خودش از احكام ، براى خلايق آورده بود ؟ فرمود : آرى . آنچه ايشان را كافى بود و آنچه مردم محتاج‌اند به آن تا روز قيامت . گفتم كه : آيا چيزى از آن علوم ، فوت شده ؟ فرمود : چيزى از آنها فوت نشده و در پيش آن كسانى كه اهلش هستند ، محفوظ است . « 1 » [ توانايى ائمه عليهم السلام بر استنباط تمام علوم از قرآن كريم ] ديگر از جملهء آنچه از اين كلام ظاهر مىشود ، آن است كه جميع علوم ، در قرآن موجود است و ائمّه عليهم السلام - كه اهل الذكر ، عبارت از ايشان است - ، به آنها عالم‌اند و ديگران ، مأمورند به آن كه به ايشان ، رجوع كنند و از ايشان ، سؤال كنند . و از جملهء احاديث كه در اين باب وارد شده ، روايت كرده است محمّد بن يعقوب كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : هيچ امرى نيست كه دو كس در آن اختلاف نمايند و اصلى از براى آن ، در كتاب الهى موجود نباشد ؛ امّا عقول مردم به آن نمىرسد . « 2 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : من ، فرزند رسول خدايم صلى الله عليه و آله و من ، عالمم به كتاب خداى - عزَّ و جلَّ - ، و در آن جاست ابتداى خلق و آنچه خواهد بود تا روز قيامت ، و در آن جاست خبر آسمان و زمين ، و خبر بهشت و دوزخ ، و خبر آنچه بوده و خواهد بود و همهء آن را من مىدانم ، همچنان كه اين كفِ دست خود را مىبينم . به درستى كه خداى تعالى مىفرمايد كه : « در قرآن است بيان هر چيزى « 3 » » . « 4 » و از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه در تفسير قول الهى : « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » ؛ « 5 » يعنى : « سؤال كنيد از اهل ذكر ، اگر شما ندانيد » ، كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده كه : ذكر ، منم و ائمّه عليهم السلام ، اهل ذكرند . « 6 » و در قول خداى تعالى كه : « وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ » ؛ « 7 » يعنى : « به درستى كه قرآن ، ذكر است از براى تو و از براى قوم تو و بعد از اين ، از شما سؤال خواهند كرد » ، فرمود كه : قوم او ماييم و ماييم مسئولون . « 8 »

--> ( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 57 ، ح 13 . ( 2 ) . همان ، ص 60 ، ح 6 . ( 3 ) . سورهء نحل ، آيهء 89 . ( 4 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 229 ، ح 3 . ( 5 ) . سورهء نحل ، آيهء 43 . ( 6 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 210 ، ح 1 . ( 7 ) . سورهء زخرف ، آيهء 44 . ( 8 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 210 ، ح 2 .